سندرم های معاملاتی؛ بخش دوازدهم سندرم انتقام از بازار

سندرم های معاملاتی؛ بخش دوازدهم سندرم انتقام از بازار

در ادامه مقاله روانشناسی سندرم های معاملاتی به بخش سندرم انتقام از بازار می رسیم

بخش دوازدهم؛ سندرم انتقام از بازار

وقتی سهمی را می خرید اگر قیمت آن سهم رشد نماید احساس لذت و اعتماد به نفس بیشتری دارید اما موضوع از جایی خطرناک می شود که سهم شما وارد زیان می شود و دچار تشویش خاطر و عدم ثبات روانی می شوید . حد ضرر شما شکسته می شود اما نمی فروشید و قیمت مدام پایین تر می رود و با خود می گویید مگر تا چه قیمتی می خواهد بریزد ؟ سهم آن قدر ریزش می کند و درجا می زند که شما کلافه می شوید و آن را می فروشید ، سپس اگر آن سهم رشد نماید در جهت انتقام از بازار به آن سهم در مثبت ها و قیمت بالا حمله می کنید اما این بار نیز بازار روی بد ورق را به شما نشان می دهد و سهم ریزش می کند . یعنی دو شکست متوالی از یک سهم. اینجا دیگر هدف شما سود کردن نیست بلکه جبران آن ضرر و رسیدن به اصل پول خودتان می باشد اما باید خیلی رک به شما بگوییم که چیزی ارزشمندتر از سرمایه تان را از دست داده اید و آن چیزی نیست جز بالانس روانی و خویشتن داری.

معمولا افراد مالباخته نه تنها در بازارهای مالی بلکه در سایر بازارها نیز وقتی وارد یک شکست یا زیان بزرگ می شوند به جای کنترل و مدیریت بحران ، بدتر با روش های غیر اصولی در این باتلاق زیان دست و پا می زنند و بیشتر فرو می روند.

فردی که خودروی گران قیمتش تصادف کرده و فاقد بیمه بدنه بوده است ، به دنبال راهی است تا بتواند یک بیمه صوری تهیه کند و عاقبت ممکن است به جرم فریب قانون مشکلش دوتا شود  یا مثلا فردی که در تجارت شکست خورده است و بدهکار شده به جای مدیریت بحران سعی در گرفتن اعتبارات و وام های بهره سنگین می کند تا فقط این زیان را در کوتاه مدت جبران کند ولی مشکلش دوتا می شود.سهامداری که در یک سهام ضرر کرده اصرار می ورزد که حتما باید از این سهام سود بگیرم تا انتقام زیان خود را از آن سهم و از بازار گرفته باشم اما زیانش به خاطر انتقام احساسی بیشتر می شود یا مثلا فردی که در یک رابطه احساسی شکست خورده است و برای  فراموشی خیلی راحت حاضر به شروع هر رابطه ای  بدون شناخت  قبلی بشود.

در زندگی ، خانواده و اطراف خود همواره افرادی را می توانید مشاهده کنید که دچار یک زیان یا شکست می شوند و راه های انتقامی و احساسی آن ها نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه به مشکلات بیشتر نیز منجر می شود.

سندرم انتقام از بازار خود نیز زیر شاخه ای از یک حیطه ی روانشناختی بزرگتر است که ریشه در رفتارشناسی انسان ها دارد.

کم نیستند افرادی که با مشاهده ریزش صف های خرید با سرمایه ی اندک خود سعی در جلوگیری از این ریزش صف و مقاومت کردن دارند و بازار به راحتی از روی آن ها رد می شود ، کم نیستند افرادی که سهمی را می خرند و به جای منتظر بودن تا رسیدن به هدف یا حد ضرر با کوچکترین ریزش قیمتی مدام به حجم خرید قبلی خود می افزایند و عملا به جای پله زدن اصولی تمام سرمایه شان بند می شود و یا افرادی که در یک سهم زیان دارند و این زیان برایشان قابل هضم نیست و اصرار به جبران آن زیان در همان روز ، در همان سهم یا سهمی دیگر دارند و در نهایت مشکل به جای یک مورد تبدیل به چند مورد می شود.این ها تماما مثال هایی بود از یک فرد مبتلا به سندرم انتقام از بازار …

تجویز مربی معاملات :

با بازار دوست باشید ، با روند نجنگید ، با ریزش قیمت ها و نمودارها پنجه درپنجه نشوید . هر معامله گر علاوه بر مدیریت میزان سرمایه و نقدینگی باید سطح بالانس روانی خود را نیز در حد مطلوب و شرایط ایده آل حفظ نماید .وقتی شما در سهمی دچار زیان می شوید کمی از بالانس روانی خود را از دست می دهید و اگر در سهم دوم نیز زیان متوالی کنید به شدت آسیب پذیر  می شوید تا سر حد اینکه امکان هر گونه معامله ی احمقانه حتی از یک معامله گر ایده آل در چنین شرایطی افزایش می یابد.

پس از هر شکست تلخ ، مدتی از بازار فاصله بگیرید . هیچ گاه با سرمایه اندک خود سعی در حرکت قیمت سهم و بازار نکنید چون معمولا بازارها بزرگتر از تصور شماست و این  تخصص را بسپارید به همان بازارسازها و بازیگران سهم.

جواب یک معامله ی تلخ را با یک معامله ی احساسی تلخ دیگر ندهید و بعد از هر اشتباه از انجام هرگونه معامله ی فوری خودداری کنید ، زیرا آقای بازار همیشه آماده ی تنبیه سِرتق های بازار است…

 

source:farachart