سندرم های معاملاتی؛ بخش چهارم سندرم کارمند بانک

سندرم های معاملاتی؛ بخش چهارم سندرم کارمند بانک

در ادامه مقاله روانشناسی سندرم های معاملاتی به بخش سندرم کارمند بانک میرسیم

بخش چهارم؛ سندرم کارمند بانک

اگر با یک کارمند بانک در مورد مدل یک سرمایه گذاری و کسب و کار جدید به گفتگو بنشینید اولین کاری که آن کارمند انجام می دهد مقایسه ی مداوم سود آن کسب و کار با بهره ماهانه ی دریافتی بدون ریسک از بانک است. برای مثال اگر به آن ها بگویید رستورانی را می خواهم تاسیس کنم می گویند یکسال اول که بیست درصد عقب هستی تا جا بیفتی ولی در بانک برای سال اول بیست درصد بدون هیچ ریسکی عایدت می شود. همواره این دسته افراد همه چیز را با آن سود بدون ریسک بانکی می سنجند که البته تا یک مقدار اولیه قابل قبول است اما اگر این طرز فکر به طور دائم و سندرم در وجود شخص بنشیند او را از سودهای بزرگ بازارهای پر ریسک مثل بازار سرمایه یا سایر بازار ها محروم می سازد.

بعضا در معاملات شخصی خودم مواقعی وجود داشته که بر روی یک سهم تا یکسال زمان نگه داری هم تجربه کرده ام چون از اول استراتژی بلند مدتی و چشم انداز مثبتی نسبت به آینده ی آن سهم در ذهن خود داشته ام و در طی این نگه داری حتی با افت سرمایه و از طرفی خواب سرمایه و هزینه فرصت هم سر و کار داشته ام اما در هنگام زمان موعود چند برابر سودی که بانک قرار بوده  در طی این مدت ها بپردازد را ذخیره سود کرده ام.

تجویز مربی معاملات :

افراد مبتلا به این سندرم باید در نظر داشته باشند که مقایسه بازار بورس با بانک به صورت خطی و دید ماهانه کاملا اشتباه است ؛ چون از طرفی در بورس کشوری مثل ایران پنجشنبه و جمعه ها تعطیل می باشد و جدای از این در ماه یکی دو روز تعطیلی رسمی را می توان پیدا کرد.

اگر به طور خلاصه بخواهیم بررسی کنیم عملا یک ماه تقویم بورسی معادل تقریبا 19 روز کاری می باشد در صورتی که در بانک حتی به روزهای تعطیل هم سود تعلق می گیرد. در همان 19 روز کاری بورسی نیز شاید فقط 4 روزش فرصت طلایی برای معامله باشد. پس در حقیقت این دو بازار از لحاظ میزان ریسک ، بازده و مهارت کاملا متفاوت می باشند و اصلا قابل مقایسه نمی باشند . افراد مبتلا به این سندرم باید بدانند که لزوما کارمند بانک بودن به معنای اقتصاد دان بودن نیست.

 

 

source:farachart