کسب و کارها چگونه می توانند از پتانسیل های بلاک چین استفاده کنند؟

کسب و کارها چگونه می توانند از پتانسیل های بلاک چین استفاده کنند؟

در دنیای امروز، زمانی که کسب و کاری ادعا می کند که از بلاک چین استفاده می کند، یکی از دو حال زیر به ذهن می رسد: این یک کسب و کار بلاک چینی است که می کوشد کل فرایند را با تکنولوژی نوظهور بلاک چین پیش ببرد، یا این یک کسب و کار است که تعدادی عنصر بلاک چینی دارد و بیشتر سعی در استفاده از حیله های بازاریابی دارد تا استفاده از این فناوری.

مشکلی در اینجا وجود دارد که در حال حاضر بلاک چین به طور کلی با آن روبروست. نبردی میان پذیرش بلاک چین و ادغام بلاک چین که به مسئله ی مرغ و تخم مرغ شبیه است. آیا کسب و کارها بلاک چین را قبول نمی کنند چون درمورد موثر بودن ادغام آن مطمئن نیستند؟ یا آیا آنها تلاش نمی کنند تا با بلاک چین ترکیب شوند زیرا درک (و در نتیجه پذیرش) آن مکفی و دقیق نیست؟

کسب وکارها میان دو قطب به کارگیری بلاک چین که سودی برای آنها و این فناوری نخواهد داشت، گیر افتاده اند. نیاز به یک ناحیه ی میانی برای ادغام با بلاک چین داریم که به طور طبیعی با کاربرد ها و فرایند های کسب و کار های فعلی ارتباط برقرار کند. پیدا کردن یک ناحیه میانی بین ادغام شدید و خفیف بلاک چین با کسب و کارها شبیه تغییر ذهنیتی ست که اخیرا در مورد رمز ارز ها اتفاق افتاده است.

از روز های «Cypherpunk» و «Dark web» بیت کوین، رمز ارز ها و طرفداران شان در مورد قانون گذاران فهمیدند که «اگر توان رقابت با آنها را ندارند باید با آنها همراه شوند». ایده رمز ارز ها جایگزینی با پول بی پشتوانه (فیات) است، اما مردم به جای دنبال کردن شفافیت قانون، به دنبال سازگار کردن آنها با چارچوب های قانونی فعلی هستند.

برای بلاک چین و ادغامش با کسب و کارها، باید یک تغییر ذهنیت مشابه انجام شود. در حال حاضر که بلاک چین خود را به عنوان انقلابی برای کسب و کارهای عادی معرفی کرده است، در جایی شبیه به قبل از شروع رونق دات کام هستیم. شرکت ها باید به دنبال ادغام بلاک چین با فناوری فعلی کسب و کارشان باشند.

در عین حال، به کارگیری بلاک چین در کنار فرایند های کسب و کار، صرفا برای پوشاندن خلاء است و در بلند مدت این فناوری کمکی به رشد کمپانی نمی کند؛ بلکه مانع از میان رفتن شرکت در کوتاه مدت می شود.

پذیرش بلاک چین در مقابل یکپارچگی

مشابه بسیاری از انقلاب های تکنولوژیکی که در دهه های گذشته رخ دادند، بلاک چین (حداقل روی کاغذ) پتانسیل و وعده های زیادی دارد. اما وقتی زمان ادغام و استفاده می رسد، به این دلیل که این فناوری هنوز جدید است و نیاز به آزمایش های بسیار بیشتری در سراسر جهان دارد، ناگهان مشکلات زیادی خود را نشان می دهند.

بلاک چین به عنوان یک فناوری هنوز بسیار نوپاست و در تلاش است تا برخی مشکلات ذاتی اش مانند مقیاس پذیری (اگرچه پتانسیل تئوری آن بی نهایت است، محدودیت کاربرد عملی آن را عقب نگاه داشته است) را حل کند.

این به نبرد اصلی پذیرش در مقابل ادغام بر می گردد؛ در نگاه اول مثال مرغ و تخم مرغ به ذهن می رسد اما چیزی فراتر از این وجود دارد. Anthony Estebe مدیر عامل و هم بنیان گذار پلتفرم MESG که در پی کاربرد های فناوری بلاک چین و دیگر فناوری های موجود کسب و کار برای برقراری ارتباط و همکاری است، توضیح می دهد:

«مسائل ادغام و پذیرش به طور مستقیم به هم مربوط نیستند، اما مشکلات مشترک شایعی دارند. در حال حاضر پذیرش بلاک چین دشوار است، تجربه کاربردی هنوز وحشتناک است اما اگر راه های بیشتری برای اتصال بلاک چین به جهان وجود داشته باشد، کمک زیادی به پذیرش کاربران می کند. برای بخش ادغام بلاک چین، مانع بزرگی برای ورود وجود دارد؛ درک مفاهیم و فناوری های جدید برای معامله که ادغام را ریسکی می کند. اینجا هم اگر راه های بیشتری برای ارتباط با بلاک چین وجود داشته باشد، این بخش کم خطر خواهد بود و بنابراین پذیرش افزایش می یابد».

وی ادامه داد:

«همچنین، یکی از بخش های مهم این است که هنوز آموزش زیادی در مورد بلاک چین، حس استفاده از آن و انوع بلاک چین ها وجود ندارد. من فکر می کنم مردم نسبت به ادغام بلاک چین محتاط تر هستند زیرا می ترسند که کار عظیمی باشد و فکر می کنند که انتخابی نخواهند داشت و اگر بخواهند این فناوری را به کار گیرند، نیاز دارند صد در صد از بلاک چین و اپلیکیشن های غیر متمرکز استفاده کنند».

حرکت از صفر تا صد

همانطور که Estebe توضیح داد، وقتی کمپانی ها در مورد ادغام بلاک چین می شنوند فکر می کنند که باید تمام بلاک چین را بسازند، غیر متمرکز شوند و فناوری های فعلی کسب و کارشان را رها کنند. این کار درستی نیست مگر برای شرکت هایی که کار خود را به عنوان یک کسب و کار بلاک چینی شروع می کنند، مانند ICO ها، DApp ها و غیره.

اما، برای آن دسته از شرکت هایی که پتانسیلی در رمز ارز ها می بینند و تمایل به بهره برداری از ایده ی دارایی های غیر متمرکز دارند، تلاش های بسیاری برای ادغام پرداخت های بیت کوینی یا چیز های مشابه شده است.

این سبک ادغام بلاک چین مسائلی را به همراه می آورد. اگرچه احتمالا در حال حاضر رمز ارز ها بهترین روش استفاده از بلاک چین هستند، از مشکلاتی مانند مقیاس پذیری و سرعت و هزینه ی تراکنش رنج می برند.

Estebe افزود: 

«من دو انتهای متفاوت می بینم؛ شرکت هایی که کسب و کارشان را با اپلیکیشن های غیر متمرکز (DApp) وارد بلاک چین کرده اند و به سمت ایجاد محصولات غیر متمرکز می روند اما نمی توانند با سایر محصولات موجود در بازار رقابت کنند که مسئله ی واقعا پیچیده ای برای حفظ و توسعه کسب و کار ایجاد می کند. در سوی دیگر شرکت هایی هستند که فقط از بلاک چین برای پذیرش پرداخت استفاده می کنند. در این حالت، آنها ویژگی های محدودی در اختیار دارند و نمی توانند از قدرت عدم تمرکز برای چیز های دیگری استفاده کنند.»

وی در ادامه گفت:

«ناحیه ی میانه ای وجود دارد که شما می توانید از ویژگی های خاص بلاک چین و تمرکز زدایی استفاده کنید؛ پرداخت، توکنیزه کردن منابع، نگهداری داده ها، ذخیره سازی، اثبات هایی بدون قرار دادن کل اپلیکیشن روی بلاک چین و به نظر من این، جاییست که بلاک چین به طور گسترده توسط کسب و کارها مورد استفاده قرار می گیرد و با آنها ادغام می شود».

مسیری طولانی در پیش است

لازم به ذکر است که فناوری بلاک چین هنوز یک دهه است که به وجود آمده و تنها در سه یا چهار سال اخیر به کاربرد های اصلی آن توجه شده است. بنابراین، راهی طولانی برای ادغام با شرکت ها و کمپانی ها پیش رو دارد.

همه از پتانسیل های تئوری بلاک چین آگاهند اما کاربردی بودن این تئوری ها تنها در سال ها و دهه های پیشِ رو قابل تشخیص است. گاهی راه هایی برای جای پا باز کردن فناوری در کسب و کارها وجود دارد، اما این ادغام باید به آرامی صورت گیرد.

در حال حاضر کاملا بلاک چینی شدن، به مثابه پیچیدن نسخه ای برای ایجاد یک فاجعه است. به کارگیری سطحی این فناوری نیز کمکی به رشد کسب و کار نمی کند.

Estebe می گوید: 

«فکر می کنم تحقیقی وجود دارد که نشان می دهد قرار گرفتن همه چیز روی بلاک چین در آینده ی نزدیک غیر ممکن است. مجبور خواهیم شد تمام ابزار ها و محصولاتی که شرکت امروزه از آن استفاده می کند را بازسازی کنیم. این کار انجام خواهد شد اما نیاز به زمان دارد و برای انجام آن ما نیز باید راهی برای ارتباط کسب و کارها و بلاک چین داشته باشیم».

وی ادامه داد:

«هر چه کسب و کارها بیشتر با بلاک چین کار کنند این فناوری بیشتر در دسترس قرار خواهد گرفت و علاقه به بلاک چین و فناوری های غیر متمرکز افزایش می یابد. وقتی ما راهی برای ساخت سیستم های واقعی با بلاک چین ها داشته باشیم، راهی برای ایجاد بلاک چین و دیگر فناوری های غیر متمرکز داریم. بلاک چین تنها یکی از شیوه های غیر متمرکز کردن است و دیگر فناوری ها نیز باید بتوانند با بلاک چین و سیستم های دیگر کار کنند. زمانی که تمام اینها بتوانند با هم کار کنند، طراحی اپلیکیشن ها و کسب و کار های متمرکز از بین خواهد رفت یا فقط بخش هایی از کسب و کار ها متمرکز خواهند ماند که باعث ساده تر، ایمن تر و مقیاس پذیرتر شدن هر چیز غیر متمرکز می شود».

تمرکززدایی، هدف است

بلاک چین هنوز نوظهور است و نشان داده است که امکان غیر متمرکز کردن چیز های بسیاری وجود دارد. غیر متمرکز سازی، یک تمایل رو به رشد در جوامع مدرن برای رسانه های اجتماعی، تامین سرمایه و دیگر گروه هایی است که نیازی به یک نقطه مرکزی برای انجام کارشان ندارند.

بلاک چین، یکی از ابزار های غیر متمرکز سازیست، اما برای رسیدن به این ایدئولوژی در سراسر جهان، نیاز به یکپارچه سازی و تقویت این فناوری، پیش از کار روی تغییر ذهنیت جهانی نسبت به آن، داریم. راهی طولانی در پیش است اما چرخ ها در حال حرکت اند.

 

source: coiniran